سایت فرا مدرسه رویان
   صفحه اصلی  |  آرشیو  |  گالری عکس  |  نظرسنجی  |  درباره ما  |  ارتباط با ما      [کاربر میهمان]      [ورود کاربر ]     [پیشنهادات]

افسردگي و راههاي غلبه بر آن
تعداد دفعات بازدید : 990

تاریخ : ۱۳۸۸/۷/۱۸


افـسردگي اختلالي است كه قادر است افكار، خلق و خو،احـساسات، رفـتــار، سلامتي جسماني و روحي شما راتحـت الشـــعاع قرار دهد.اين بيماري روان – تني، شايع تر از بسياري بيماري ها شيوع و فراگير است و بد خيم شدنش به زمان نياز ندارد . از اولين روز تشخيصش مي تواند خطرناك باشد ، زيرا اين اخلال كننده در روان ا ز مدت ها قبل ريشه در روان و جسم بيمار داشته و پيشرفت كرده بود . البته ،  هر  انساني در مقاطع خاصي اززنـدگي خود  ممكن است به افسردگي دچار و به لطف خداوند بهبوديا كا هش و پيشگيري شده باشد . اما دانستن علايم و نشانه هاي افسردگي ، كمك كردن به خود است بهتر است بدانيم كه اين نشانه ها عبارتند از :

- غم و اندوه پايدار، اظطراب، احساس پوچي، نا اميدي و بدبيني،  احساس گناه و  بي ارزشي و در ماندگي و تيره بختي ، كاهش سطح انرژي و احساس خستگي ، دشواري در تمركز، ياد آوري و تصميم گيري، عدم توانايي در انديشيدن ، بي خوابي (افزايش ميزان خواب) ، از دست دادن اشتها و كاهش وزن (پر خوري و افزايش وزن) ، عدم تمايل به ملاقات با ديگران يا وحشت از تنها ماندن  و حضور يافتن در فعاليت هاي اجتماعي ، احساس بي ارزش بودن و نا عادلانه بودن زندگي، احساس شكست و احساس سربار بودن ، از دست دادن علاقه و ميل به فعاليت هاي معمولي در زندگي و يا سرگرمي هايي كه پيشتر براي فرد لذت بخش بوده اند.

- بيقراري و بي تابي ، زود رنجي و تحريك پذيري و يا كند شدن حركات و واكنش ها و بي تفاوتي ، افت اعتماد بنفس ،  سرزنش مدام خود و نگراني از گذشته و آينده، مشكلات جسماني كه معمولا به دارو جواب نمي دهند مانند: خارش بدن - تاري ديد -تعريق شديد- خشكي دهان- مشكلات گوارشي (يبوست، اسهال - سوء هاضمه)-سردرد – كمردرد ، افكار صدمه زدن به خود و يا ديگران و افكار خود كشي.

زمينه هاي پديد آمدن افسردگي ، شامل : وراثت، محيط هاي نا ايمن و خطرناك ،  مانند آلودگي هوا و آب، محيط هاي آشفته ، مانندخشونت در خانه و روابط ، درگذشت همسر، فرزند، والدين و دوستان، ضربه هاي روحي شديد در كودكي و يا بزرگسالي، از دست دادن حمايت هاي اجتماعي در پي طلاق، دوري از دوستان، قطع رابطه، از دست دادن شغل، شرايط ناسالم اجتماعي ، مانند فقر، بي خانماني و خشونت در جامعه، بيماري هاي مزمن مانند سرطان، ديابت و ايدز، شكست و ناكامي ها و تجارب ناخوشايند، تغييرات هورموني - اختلال در تعادل انتقال دهنده هاي عصبي همچون سروتونين، مصرف برخي داروها مانند داروهاي خواب آور، ضد بارداري و كاهنده فشار خون بالا ، استفاده از الكل، مواد مخدر و ديگر داروها، تغذيه نامناسب مانند كمبود فولات و ويتامين B1 و يا مصرف زياد مواد قندي و كافئين دار، ضعف شخصيت، اعتماد بنفش پايين، بد بيني و هم وابستگي ها ، استرس ، الگوي تفكرات منفي ، عدم تحرك بدني و نداشتن تفريح و سرگرمي ، انزوا و گوشه گيري.) محسن عزيزي )

به نقل از mohsenazizi.blogfa.com ،انواع افسردگي با  درجه ي اختلال  ، زمان و علايم باليني آن ، قابل شناختن است؛

افسردگي اختلا لي: اين نوع افسردگي اختلال در خلق مي باشد كه معمولا 2 هفته به طول مي انجام د. احساس دلتنگي و حزن مفرط و از دست دادن ميل و لذت از فعاليت هاي دلپذيرو احساس گناه و بي ارزشي از نشانه هاي آن مي باشد. اين نوع افسردگي خطرناك بوده و مي تواند به خود كشي منجر گردد.

 افسردگي مزمن: شدت علايم آن از افسردگي اساسي كمتر بوده اما دوره آن طولاني و ممكن است و 2 الي 5 سال به طول مي انجامد. علايم آن معمولا ناتوان كننده نمي باشد اما در عملكرد مناسب و احساسات  خوشايندي فرد تاثير گذار است.

اختلال در سازگاري: هرگاه انسان عزيزي را از دست مي دهد، شغلش را از دست داده و يا تغيير مي يابد ، و يا آگاه مي شود كه بيماري لاعلاجي دارد،  كاملا طبيعي است كه احساس استرس، اندوه و خشم كند. اما در نهايت امر،  افراد خود را،  با شرايط پديد آمده وفق مي دهند. اما برخي قادر به چنين عملي نمي باشند. هنگامي كه واكنش فرد به يك موقعيت و يا حادثه سبب افسردگي در وي مي گردد به آن اختلال در سازگاري مي گويند.

اختلال دو قطبي: به تغييرات غير قابل پيش بيني خلق از شيدايي تا افسردگي اختلال دو قطبي مي گويند. در يك زمان فرد رفتار برون گرايي مفرط، پر حرفي، خود بزرگ بين از خود بروز مي دهد و در دوره اي ديگر افسرده مي گردد.

افسردگي فصلي: اين نو ع افسردگي معمولا در زمستان شيوع مي يابد. علت آن كاهش تابش نور خورشيد است.اين افسردگي سبب سردرد، تحريك پذيري و كاهش سطح انرژي مي گردد.

روش هايي براي غلبه بر افسردگي را پيشنهاد مي كنند ،اما بهترين درمان تكيه بر اعتماد به خويشتن و با ور ايمان درون است . اما براي تمرين و رسيدن به بهداشت رواني و جسم ( افسردگي از نوع بيماري روان – تني مي باشد ) بهتراست نگاه خود را نسبت وضع موجود خود و فراتر از آن نسبت به زندگي بهبود بخشيد . و ياد خدا آرام بخش دل ها و روح است و به گفته اي : " به جهان خرم از آنم كه جهان خرم ازوست – عاشقم بر همه عالم كه همه عالم ازوست " ( حافظ) . اما رو ش هاي مطرح عبارتند از :

براي خود اهداف قابل دسترس تعيين كنيد.- تنها به ميزان معقول و در حد توان خود مسئوليت به عهده بگيريد.- كارها، اهداف و وظايف بزرگ را به بخش هاي كوچك تقسم كنيد.- مديريت زمان و الويت بندي ترا فراموش  نكنيد.- مدتي از وقت خود را با ديگران و يك دوست صميمي سپري كنيد. سعي كنيد فردي را در زندگي بيابيد كه بتوانيد به وي اعتماد كرده و با وي درد دل كنيد.- به سرگرمي هايي كه علاقه داريد بپردازيد.- ورزش كنيد و فعاليت بدني منظم داشته باشيد.- تا بر طرف شدن آثار افسردگي تصميمات مهم و حياتي خود را به تعويق اندازيد.- به خاطر داشته باشيد كه بهبودي خلق افسرده زمانبر و تدريجي مي باشد انتظار معجزه نداشته باشيد.- از افراد غير حامي و منتقد اجتناب كنيد.- به دوستان و خانواده خود اجازه دهيد در روند بهبودي به شما كمك كنند.- افكار مثبت را جايگزين افكار منفي گردانيد.- به خاطر داشته باشيد كه زندگي به طور ذاتي مبهم و نامشخص بوده و در بسياري از شرايط تنها يك پاسخ واحد مشكل گشا نخواهد بود.زندگي مملو از احتمالات است.- شما بايد بياموزيد چگونه ميان اموري كه شما مسئول آنها هستيد و يا نيستيد تفاوت قائل گرديد. معمولا افراد كنترلي كه بر شرايط دارند را كمتر و يا بيشتر از آن چه هست بر آورد مي كنند.اموري كه شما مسئوليتي در قبال آن نداريد و يا خارج از كنترل شماست به حال خود بگذاريد.- شما بايد قادر باشيد ميان موقعيت هايي كه ارزش شما بايد بر اساس موفقيت هاي شما تعيين گردند  با ديگر موقعيت ها،  تفاوت قايل شويد.- شما بايد بياموزيد كه چه زمان بايد با احساسات خود ارتباط برقرار كرده و چه زمان از آنها فاصله بگيريد.- شما بايد بياموزيد كه چه هنگام بايد به بر زمان حال تمركز كنيد و چه هنگام به زمان آينده.- خوشبختي و نيل به شادي در زندگي هدف نامعقولي نيست اما شما بايد ابتدا مفهوم خوشبختي را براي خود معنا كرده و سپس با برنامه ريزي و ايجاد سلسه مراتب و پيروي از آنها به خوشبختي مطلوب خود دست يابيد.- شما بايد قادر باشيد كه ميان احساسات دروني خود و واقعيتهاي عيني تفاوت قائل گرديد.- شما بايد قادر باشيد تا با ديگران رابطه برقرار كنيد.- اعتماد بنفس خود را افزايش دهيد.- وابستگي خود را به دنياي خارج كاهش دهيد.- به خاطر داشته باشيد هيچ فرد ديگر ي جز خود شما مسئول شادي شما نمي باشد. منبع:مردمان

ا فسردگی و برخی علل آن در ایران

با آغاز فصل پائیز و زمستان افسردگی در میان شمار زیادی از مردم افزایش می یابد. این نوع افسردگی که افسردگی زمستانی نامیده می شود در کشورهائی که زمستان سردتری دارند و یا میزان آفتاب در پائیز و زمستان در آنجا کمتر است بیشتر دیده می شود . فشارهای اقتصادی، سرخوردگی های اجتماعی و مشکلات خانوادگی از جمله ديگر  دلایل افسردگی در ایران هستند.

 به نقل از سايت آفتاب ، در یک کلینیک روانپزشکی در میدان ۷ تیر تهران بیمارانی که در اطاق انتظار هستند اغلب مرد هستند. میانگین سنی آنها بین ۳۰ تا ۵۰ سال است و زنان ایران هم مانند بیشتر کشورهای جهان، بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند اما در موارد زیادی، که بیشتر علل فرهنگی دارد، آن را پنهان می کنند.با این که در سال های اخیر در ایران روان درمانی مورد توجه و تبلیغ قرار گرفته است اما الزاما به معنای استفاده همه گیر از آن نیست.

خانواده پسر ۱۷ ساله کم درآمدی که به افسردگی مبتلا است از درمان او سر باز می زنند و تنها به نذر و نیاز برای او بسنده می کنند.مادر این جوان در جواب روانشناسی که سعی می کند او را به معالجه فرزندش ترغیب کند می گوید: داروها فقط او را خواب آلود می کردند. با حرف زدن هم که نمی شود کسی را معالجه کرد. پسرم را چشم زدند. اشتباه ما این بود که او را پیش دکتر بردیم. امسال می خواهیم او را به مشهد ببریم.

آنچه به عنوان اولین قدم در درمان بیماران مبتلا به افسردگی باید مورد توجه قرار بگیرد شناخت آن به عنوان بیماری و تلاش برای مداوای آن است.

● دلایل فرهنگی، اقتصادی، طبقاتی

پنهان کردن بیماری افسردگی بیشتر علت فرهنگی دارد. زنی دختر مبتلا به افسردگی خود را ۳ سال بعد نزد پزشک برده است و در توضیح این موضوع می گوید که نگران بوده اگر این موضوع علنی شود دخترش خواستگاری پیدا نکند.

رویا کوچک انتظار، روانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد تهران است. او تا چندی قبل در اداره بهزیستی در جنوب شهر تهران در محل خانی آباد در زمینه روان درمانی کار می کرده است. او در مورد علت های افسردگی و رابطه آن با وضعیت اقتصادی خانواده ها در ایران می گوید:"  فقر، به عنوان یک مشکل کلیدی افسردگی را افزایش می دهد. در فقر اقتصادی ارتباطات اجتماعی هم آسیب می بیند. کار زیاد، ارتباطات عاطفی را کم رنگ می کند و در خود فرو رفتن افزایش می یابد."

 تحقیقات نشان داده که میزان افسردگی میان طبقات کم درآمد و مرفه جامعه به یک میزان است اما کیفیت و علت آن متفاوت است و طبعا نوع برخورد با آن هم دو گونه است.دکتر کوچک انتظار در ادامه می گوید: در طبقات مرفه انتظارات از زندگی و سرخوردگی های عاطفی و برآورده نشدن خواسته ها از جمله علل افسردگی است. در طبقه متوسط در مقایسه با دو گروه ذکر شده میزان افسردگی کمتر است. آن چه مسلم است عدم حمایت های اجتماعی از علل افزایش افسردگی محسوب می شود.

میزان ابتلا به افسردگی در زنان و مردان و سنین پايين  

افسردگی در جوانان بیشتر است. در موارد زیادی علت آن عدم حمایت های اجتماعی و نوعی سردرگمی در یافتن هویت خود است. گروه سنی ۲۵ تا ۳۵ سال بیشترین مبتلایان به بیماری افسردگی را در ایران تشکیل می دهند. متاسفانه در شهرستانها در رابطه با این بیماری خودسانسوری وجود دارد و نمی توان از میزان مبتلایان آن اطلاع دقیقی بدست آورد. برنامه هایی که از سوی اداره بهزیستی برای آگاهی مردم و تشویق آنها به مراجعه به مراکز روان درمانی اجرا شده است، توانسته تا حد زیادی به شناخت بیماری کمک کند.این کار توسط مشاوران و مددکاران اجتماعی در پایگاه ها ی مردمی مختلف از جمله مساجد صورت گرفته است.

● کمبود پزشکان متخصص و روانشناسان به عنوان مانعی جدی برای درمان است. حسن ابراهیمی که سال هاست دچار افسردگی شده است می گوید: ساعتهای طولانی انتطار برای دیدن دکتر مرا بیمارتر کرد. وقتی هم آنها را می بینی وقت ندارند. همه اش چند دارو می نویسند و تمام می شود. دکتر روانپزشکی که ۵ دقیقه برای بیمارش وقت صرف می کند چطور می تواند او را معالجه کند. البته آنهایی که پول دارند می توانند از خدمات بهتری استفاده کنند.

پروین به خانواده های مرفه تهرانی تعلق دارد که به خدمات روانشانسان اعتقاد دارد و از آن استفاده می کند و مي گويد: خواهر من سال قبل به افسردگی و اضطراب شدید دچار شد. پیدا کردن دکتر خوب مشکل بود. اگر هم خوب باشند وقت کافی ندارند. بالاخره ما یک روانکاو پیدا کردیم که پول زیادی می گیرد. جلسه ای ۵۰ هزار تومان اما لااقل بیشتر از بقیه وقت می گذارد.

امروزه رضایتمندی از زندگی در هر طبقه و گروه سنی که باشی به موضوعی پیچیده تبدیل شده است و بسیاری بر این باورند که تا رفع کمبود و یا فقدان برنامه های دولتی و همچنین متخصصان رشته روان درمانی در ایران روند پرشتاب نيابد  افزایش بیماری افسردگی آهسته نخواهد شد.

بیماری افسردگی و دلایل ناشناخته آن

طبق تخمین کارشناسان، تنها در کشور آلمان تقریبآ ۴ میلیون نفر دچار Depression یا افسردگی می باشند. بر اساس نتایج همه پرسیها، ۱۵ درصد از مردم، در طول زندگی خود به افسردگی دچار میشوند. زنان به میزان ۲ برابر با خطر این بیماری روبرو هستند. به نقل از  کانون فرهنگی اجتماعی ایرانیان مقیم اتریش، طبق تخمین کارشناسان، تنها در کشور آلمان تقریبآ ۴ میلیون نفر دچار Depression یا افسردگی می باشند. بر اساس نتایج همه پرسی ها، ۱۵ درصد از مردم، در طول زندگی خود به افسردگی دچار می شوند. زنان به میزان ۲ برابر با خطر این بیماری روبرو هستند.

علت بروز افسردگی می تواند از دست دادن محل کار، بیماری، جدائی از همسر، مرگ نزدیکان و یا شکست در زندگی باشد. اما افسردگی ها  صرفا نباید ، یک علت خارجی داشته باشند. بیش از ۱۰۰۰ تن از کارشناسان این امر، طی یک کنگره ۳ روزه در شهر آخن آلمان در پیرامون بروز این ناراحتی، شیوه های درمانی و علل آن به مشاوره پرداختند.( محسن عزیزی )

بی حوصلگی، افسردگی و نا امیدی را هر کسی می شناسد. اینها فازهائی هستند که، جزئی از زندگی محسوب می شوند و پس از مدتی از میان می روند. اما در مورد بیماری افسردگی برخلاف، این علائم، هفته ها و ماهها ادامه می یابند اگر، مورد معالجه قرار نگیرند. افراد مبتلا به این بیماری، بزرگسالان و اما همچنین کودکان و نوجوانان، با نیروی خود قادر نیستند ، از این منجلاب روحی خارج شده و بر مسائل روزانه خود غالب آیند.

خانم پرفسور  Beate Herpertz-Dahman  مدیر کلینیک روانشناسی کودکان و نوجوانان در مدرسه عالی تکنیکی آخن، یکی از این موارد را توصیف می کند:”داوید به من مراجعه کرد. او در آن زمان ۷ ساله بود و از این شکایت داشت که، همه چیز برای او بسیار دشوار است. از این که از این هراس دارد که به مدرسه برود و دچار حالت تهوع می شود و  مخصوصا زمانی که او، به اجبار بايد  به این منظور خانه را ترک کند. داوید در ادامه تشریح کرد که، او دیگر نیروی زندگی کردن ندارد و اینکه او خود و جهان اطراف را، غیر قابل تحمل می داند.”

این عوارض از علائم مشخص Depression می باشند. اما علاوه بر این، اشکال متفاوتی و جود دارند که بیماری افسردگی از طریق آنها، خود را به نمایش می گذارد از جمله، بی اشتهائی، عدم تمایل جنسی، بیخوابی و عدم تمرکز حواس. کودکان مبتلا به افسردگی، برخلاف بزرگسالان دچار این بیماری، اغلب خشن و ناآرامند. پزشکان بر حسب علت بروز افسردگی، بین اشکال مختلف این بیماری تفاوت قائل می شوند.

▪ پرفسور روانشناس Henning Saß مدیر درمانی کلینیک دانشگاهی آخن در این مورد میگوید:” برخی از این افسردگی ها هستند که ما می گوئیم از درون منشا می گیرند، بدون هر گونه ارتباط مشخص با موقعیت خارجی زندگی و دپرسیون هائی وجود دارند که به صورتی بسیار تنگاتنگ تر با وضعیت اجتماعی آنها مرتبط اند. برای مثال از دست دادن همسر و همراه زندگی، از دست دادن شغل، اما همچنین تحت فشارهای روحی شدید.”

دانشمندان در این میان طی مطالعات خود در رابطه با دوقلوها و خانواده ها به این نتیجه رسیده اند که، خطر ابتلا به بیماری افسردگی از طریق ژنتیکی به افراد به ارث می رسد. توضیح دلایل بروز افسردگی ها، همچنین اشکال متفاوت و امکانات درمانی آنها، طی کنگره ۳ روزه آخن مورد بحث و مشورت قرار گرفت.

▪ پرفسور Saß در مورد دلایل بروز افسردگی می گوید:”ما می دانیم که، اختلالات بیو شیمیائی ،در مواد ناقل نویرونها یا سلولهای عصبی وجود دارند که، باعث ایجاد اشکال در کار سلول های مغزی می گردند. همچنین هرمون ها نیز در این زمینه نقش موثری را ایفا می کنند. اما این ها احتمالا تنها عوارضی هستند که، به همراه بیماری افسردگی بروز می کنند، بدون اینکه دلایل اولیه این بیماری را به نمایش بگذارند. اما دلایل اصلی افسردگی و روند دقیق آن در مغز انسانها را ما نمی شناسیم.”

محققان در حال حاضر در این تلاشند که، پیش از همه در علوم مربوط به اعصاب و بیولوژی مغز، به تحقیق در مورد بیماری افسردگی بپردازند.

نتیجه این تحقیقات از جمله تولید و تهیه داروهای ضد افسردگی است که، بوسیله آنها اختلالات بیوشیمیائی در مغز اغلب بیماران با آنها مورد معالجه قرار می گیرند، بدون این که عوارض جانبی مهمی بروز کنند. البته اینکه بیماری کدام بیمار، به کدام دارو پاسخ مثبت خواهد داد را، نمی توان پیشگوئی کرد. در انتخاب نوع دارو، انواع علائم بیماری و سن بیماران، از فاکتورهای بسیار مهم می باشند. اما برای کودکان و نوجوانان موقعیت خوبی وجود ندارد، زیرا مصرف این داروها برای آنها تنها در موارد استثنائی مجاز است. چرا که در این زمینه هنوز مطالعات کافی انجام نگرفته اند.

در کنار داروهای ضد افسردگی، شیوه های روانشناسی درمانی هستند که، می توانند به بیماران کمک کنند. به دلیل وجود خطر خودکشی بیماران مبتلا به دپرسیون، درمان پزشکی در مورد این افراد، از اهمیت بسیار برخوردار است. لازم به تذکر است که، هر ساله در آلمان، بیش از ۱۱ هزار نفر دست به خودکشی می زنند. تقریبآ ۶۰ درصد از این افراد از افسردگی رنج می برند.

افسردگی زنان ، معلول تجمل گرایی و دوری از ارزش های اخلاقی

عوامل بیولوژیکی، روحی، محیطی، فرهنگی و اجتماعی درافسردگی زنان اثرگذار هستند. در هر لحظه ممکن است حداقل ۱۵ تا ۲۰ درصد افراد بزرگسال جامعه، عوارض و نشانه‌های افسردگی شدید را از خود بروز دهند.           افسردگی از جمله بیماری‌های روانی است که زنان دوبرابر بیشتر از مردان به آن مبتلا می‌شوند.

عوامل بیولوژیکی، روحی، محیطی، فرهنگی و اجتماعی در افسردگی زنان اثرگذار هستند. در هر لحظه ممکن است حداقل ۱۵ تا ۲۰ درصد افراد بزرگسال جامعه، عوارض و نشانه‌های افسردگی شدید را از خود بروز دهند. البته همه انسان‌ها در طول زندگی در دوره‌های کوتاه‌مدت ممکن است به علت از دست دادن عزیزان،‌ ناکامی و شکست در مسائل مختلف دچار یأس و ناامیدی شوند که این عوامل در کوتاه‌مدت منجر به افسردگی می‌شود. براساس یافته‌های روانشناسان پیش از آنکه دختران و پسران به سن بلوغ برسند، میزان افسردگی در هر دوی آنها به یک اندازه است و تنها پس از دوران بلوغ است که اختلاف و تفاوت‌های مربوط به افسردگی در آنها به صورت آشکار قابل تشخیص است.

نوسانات شدید هورمونی در زنان می‌تواند تاثیری شگرف بر زندگی آنها بگذارد و با توجه به تاثیری که بر زندگی شخصی و اقتصادی و ارتباط آنها با دیگران می‌گذارد است که گفته می‌شود زنان بیش از مردان در معرض ابتلا به افسردگی هستند.

وجود تبعیض بین دختر و پسر،‌ حاکمیت باورهای غلط در خانواده‌ها، احساس تنهایی، داشتن شرم و حیا، بروز مشکلات و ناراحتی‌ها، بی‌توجهی والدین به دختران، سوءاستفاده از زنان، تحکم و جبر، اذیت و آزارهای جسمی و... از جمله عوامل مهم روان‌شناختی در ابتلای زنان به افسردگی هستند. از دیگر عواملی که زنان را به سمت افسردگی سوق می‌دهد، می‌توان به استرس و فشارهایی که آنها در درون و بیرون خانه تحمل می‌کنند اشاره کرد. مشکلات مالی زنان خانه‌دار با ایجاد روزمرگی در آنها می‌تواند در ابتلای آنها به افسردگی موثر باشد. افسردگی در زنان به شکل افسردگی فصلی، افسردگی دوران بارداری، افسردگی پس از زایمان و افسردگی پیش از قائدگی و پس از یائسگی بروز می‌کند. افسردگی تنها مربوط به دلایل زیست‌شناختی و بیولوژیکی نیست بلکه استرس‌های ناشی از زندگی اجتماعی و فرهنگی نیز در این بیماری موثرند.

علائم افسردگی در زنان به شکل احساس گناه، بیهودگی، خستگی، آشفتگی در خواب و اضافه وزن دیده می‌شود که علائمی متفاوت از افسردگی مردان است.

دکتر ابوالفضل ساجدی روان‌شناس و استاد دانشگاه، در مورد افسردگی زنان می‌گوید: «عوامل زیستی به عنوان عامل مشترک افسردگی در زنان و مردان از طریق وراثت، ابتلا به بیماری‌ها، آسیب‌های مغزی، آسیب به مغز در حین تولد در ایجاد افسردگی موثر است. عوامل اجتماعی نیز به وضعیت فرد در مقاطع مختلف زندگی و تحولات زندگی مربوط می‌شود».

دکتر ساجدی بی‌اعتنایی به ارزش‌های اخلاقی در خانواده را در افزایش ابتلای زنان به افسردگی اثرگذار می‌داند و می‌گوید: «در محیط خانواده اگر آرامش، صمیمیت و تفاهم بیشتری بین زن و مرد باشد و به ارزش‌های اخلاقی بی‌اعتنایی نشود، میزان ابتلا به افسردگی کاهش پیدا می‌کند».

خانمی ۲۷ ساله که مهندس کامپیوتر است و مدتی است داروی ضدافسردگی مصرف می‌کند، علت افسردگی‌اش را سرخوردگی از زندگی می‌داند و می‌گوید: «تصورم از زندگی خیلی دور از ذهن نبود بلکه یک شرایط مناسب بود. وقتی شخصا به عنوان یک زن تحصیلکرده نتوانستم به آنچه برای خودم ترسیم کرده بودم و انتظارش را داشتم برسم، دچار چالش روحی شدم و نتیجه‌اش شد ابتلا به افسردگی».

شاید بتوان گفت سرخوردگی از کار، زندگی، موقعیت اجتماعی و حتی ضربه عاطفی منجر به ایجاد چالش روحی در شخص شود. آیا نمی‌شود به گونه‌ای دیگر با این موضوع برخورد کرد؟ البته ظرفیت روانی انسان‌ها در شرایط مختلف و در مواجهه با مشکلات متفاوت است با این همه ، چاره چیست؟

دکتر امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال می‌گوید: «زن در جامعه باید دوشادوش مرد برای تامین مایحتاج زندگی، ازدواج و اشتغال کار کند و از طرفی فشار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، روحی و روانی، شوهر و فرزندان را در جامعه و خانه تحمل کند، به این لحاظ زنان از نظر عاطفی حساس‌تر هستند و بیشتر در معرض افسردگی قرار می‌گیرند، برای اجتناب از این حالت، به همدلی اعضای خانواده با زنان نیاز است».

فرزانه زن ۳۰ ساله‌ای است که از زمان ابتلا به MS دچار افسردگی است. او علت افسردگی خود را ضعف ناشی از بیماری، مشکلات تهیه دارو و مخارج بالای آن و احساس سرافکندگی در نزد شوهر و خانواده شوهر عنوان می‌کند.

دکتر قرایی‌مقدم وجود افسردگی زنان را زاییده عوامل متعددی می‌داند و می‌گوید: «افسردگی ذاتی و فطری نیست بلکه عوامل اجتماعی دست به دست هم می‌دهند تا زنان بیش از مردان افسرده شوند».مریم ۲۸ ساله و مهندس شیمی است که مدتی است به افسردگی مبتلا شده است. او علت افسردگی‌اش را متناسب نبودن محیط اجتماعی با افکار، سلیقه‌ها و باورهای شخصی‌اش می‌داند و می‌گوید: «در محیط کار انتظاراتی وجود داشت که با اعتقادات من همخوانی نداشت و همین باعث می‌شد مورد تحقیر قرار گیرم».

دکتر ساجدی وابستگی زنان به امور مادی و تجملات را عامل دیگری در افسردگی آنان می‌داند و می‌گوید: «زنانی که نمی‌توانند توانایی‌های خود را به فعلیت درآورند یا به خواسته‌های خود دست پیدا کنند، دچار افسردگی می‌شوند». همچنین در برخی استان‌های مرزی، رفتارهای بد خانواده و برخوردهای سنتی باعث بروز افسردگی می‌شود. از این رو است که بیشترین درصد افسردگی در استان‌های مرزی دیده می‌شود. دکتر قرایی‌مقدم نیز در این باره می‌گوید: «در چنین مناطقی زن باید با حداقل درآمد شوهر، مدیریت خانه را به نحو احسن انجام دهد و هرگونه رفتاری را از سوی شوهر یا فرزندان و اطرافیان تحمل کند و سنگ صبور همه باشد، اما کسی نیست که به حرف او گوش بدهد. در این حالت طبیعی است که چنین زنی افسرده شود».با این همه افسردگی زنان را نمی‌شود نادیده گرفت، چرا که فرزند سالم از خانواده سالم زاییده می‌شود. با توجه به اینکه زنان نیمی از جمعیت جامعه را تشکیل می‌دهند و بدون آنها نهاد خانواده در معرض آسیب قرار می‌گیرد، پس توجه به سلامتی آنان مقوله مهمی است که باید به آن توجه شود. باید نقش واقعی زنان در جامعه از سوی نهادهای آموزشی و رسانه‌ها تبیین شود تا زنان به جایگاه واقعی خود دست یابند.

نشانه افسردگی‌ات را بشناس! 

اگر یک قرن پیش، از کسی در مورد بیماری افسردگی سؤال می‌کردیم، کسی اطلاعات کامل و درستی از این بیماری نداشت. چرا که خیلی‌ها آن را تجربه نکرده بودند. اما امروز، بر خلاف  پیشرفت‌های شگرف در حوزه‌های مختلف علوم، زندگی در این دنیای ماشینی سبب شده است که ما کمتر به روح و روان خود توجه داشته باشیم . تمامی سعی و تلاش خود را صرف سپری کردن ا‌ین زندگی کنیم. در قرن حاضر این بیماری چنان در بین اعضای خانواده‌ها گسترش پیدا کرده است که این قرن را قرن افسردگی نامیده‌اند.( فرانک علیخانی).

حال با توجه به اهمیت این بیماری اگر می‌خواهید بیشتر با آن آشنا شوید به معیارهایی که توسط راهنمای تشخیص آماری اختلالات روانی برای تشخیص افسردگی مطرح شده است توجه کنید؛ حداقل ۵ تا از نشانگان زیر باید وجود داشته باشد ، این نشانه ها  باید در طول دو هفته تداوم داشته باشند وباید تغییر در سطوح عملکرد گذشته فرد را نشان بدهند. اين نشانه ها  عبارتند از:

۱) خلق افسرده که تقریباً در بیشتر ساعات روز تداوم داشته باشد.

۲) کاهش قابل ملاحظه علاقه یا لذت تقریباً در تمامی فعالیت‌ها.

۳) کاهش معنی‌دار وزن (نه به وسیله رژیم‌ گرفتن)، افزایش وزن یا تغییر اشتها

۴) بی‌خوابی یا پرخوابی (خواب اضافه)

۵) آشفتگی روانی – حرکتی یا کندی روانی- حرکتی

۶) خستگی یا کاهش انرژی

۷) احساس بی‌ارزش بودن یا احساس گناه نامتناسب

۸) عدم توانایی برای متمرکز شدن یا تردید و دو دلی

۹) افکار عود کننده مرگ و خودکشی

● علائم و نشانه‌ها:

از دست دادن علاقه و تمایل به انجام فعالیت‌های لذت بخش گذشته ،نارضایتی از زندگی ، کناره‌گیری و اجتناب از فعالیت‌های اجتماعی ، کاهش انرژی و توانایی ، احساس غیرمفید بودن یا ناامیدی ، تحریک پذیری ، توجه بسیار زیاد به مشکلات سلامتی ، غم یا گریه کردن ، نگران بودن و انتقاد از خود ، دشواری در تمرکز و تصمیم‌گیری ، کاهش اشتها و وزن.

● نشانه هاي روان‌شناختی، افکار، احساسات و رفتارها:

احساس غم، پریشانی، ناراحتی یا ناامیدی در بیشتر ساعات روز - از دست دادن بسیار شدید علاقه یا لذت در تمام یا تقریباً در کل فعالیت‌ها و عدم توانایی فکر کردن در مورد چیزهایی که انجام دادن آن‌ها لذت‌بخش است (نادیده گرفتن سلامت) -احساس گناه زیاد یا این احساس که فردی بی‌ارزش است.- حرکات کنده شده یا برانگیخته (که در پاسخ به درد یا آشفتگی نیستند) - افکار تازه مردن یا خاتمه دادن به زندگی خویش با یا بدون طرح‌ریزی خاص.

نشانه هاي جسمانی یا بدنی:

کاهش وزن غیرعمدی، کاهش اشتها یا افزایش وزن و اشتها (که معمولاً مورد اخیر دیده نمی‌شود) - بی‌خوابی یا خوابیدن مفرط و بیش از اندازه - خستگی و کاهش انرژی - عدم توانایی فکر کردن، تمرکز یافتن یا تصمیم‌گیری - نشانه‌های جسمانی اضطراب‌ نظیر خشکی دهان، گرفتگی عضلانی، اسهال، عرق کردن، خیال‌اندیشی یا  تلاش برای خودکشی.

حال که‌ با اين  نشانه ها  و علائم آشنا شدیم  چنانچه دچار این بیماری هستیم  می‌توانیم ۵ گام ساده‌ زیر را دنبال کنیم  تا با رعايت بهداشت رواني  بر افسردگی خود پیروز شویم (تبیان زنجان).

گام اول – چنانچه به بیماری افسردگی مبتلا هستی سعی کن کمک بگیری، از این‌که نیاز به درمان شدن داری شرمنده نباش. تا زمانی که راه حل درستی را پیدا نکرده‌ای دست از کوشش و تلاش برندار به دنبال ملاقات با درمانگر باش و توصیه‌های او را خیلی خوب به کار ببند.

گام دوم – احساسات و خلق و خوی خود را شناسایی کن. باید بدانی که افسردگی، تلاشی مخرب و ویرانگر برای دوری کردن ا‌ز احساسات و خلق و خوست. باید بپذیری هیجاناتی که در ما وجود دارند همگی طبیعی و مفید هستند. بدان که تغییرات خلق و خو نباید تو را غمگین و افسرده کند. این تغییرات همواره به دنبال یک رویداد، خاطره و رؤیا شروع می‌شوند. می‌توانی ‌ها استفاده کنی تا بفهمی چه عواملی شروع تغییرات خلق و خو را سبب می‌شوند. با افکار افسرده مبارزه کن و آن‌ها را به چالش بطلب. افرادی که افسرده هستند دائم حوادث و رویدادهای تلخ را به خاطر می‌آوردند و خود را به خاطر آن‌ها سرزنش می‌کنند و این در حالی است که خود را در وقوع حوادث و رویدادهای شیرین فراموش می‌کنند و نقش پررنگ‌تری را به دیگران می‌دهند. سطح انتظارات آن‌ها در مورد توانایی‌هایشان بسیار پایین است و خیلی راحت در وخیم‌ترین شرایط قرار می‌‌گیرند. آن‌ها فکر می‌کنند که اساساً شخصی آسیب دیده هستند و دیگران به طرق مختلف به آن‌ها صدمه می‌زنند و آن‌ها را دستکاری می‌کنند. تمام این‌ها افکاری هستند که ساخته و پرداخته ذهن آن هاست. به باورها و تصورات ذهنی‌تان توجه کنید.

گام سوم – سعی کنید دیگران را بشناسید. افراد افسرده بسیار بیشتر از دیگران از صمیمیت می‌ترسند. آن‌ها به چهره‌ی خود نقاب می‌‌زنند چون بر این باورند که فردی شرمنده و نالایق هستند. این باور بسیار نادرست است. این افراد اعتماد ندارند و نمی‌توانند خود را در افکار و احساسات دیگران سهیم بدانند.

گام چهارم – به خودتان توجه کنید، یاد بگیرید نسبت به پیام‌های بدنتان بی‌توجه نباشید. افراد افسرده نسبت به انگیزه، غذا، فعالیت‌های بدنی، تمایلات جنسی بی‌توجه هستند. سعی کنید زمانی را برای این‌گونه فعالیت‌ها اختصاص دهید. غذای لذیذ بخورید و به خودتان اجازه بدهید که لذت را در زندگی‌تان تجربه کنید.

گام پنجم – از کناره‌گیری دوری کنید. تلاش کنید و با این تلاش امور و چیزهای پیرامون خود را تحت کنترل درآورید. باور کنید بسیاری از چیزهایی که در ما نگرانی به وجود می‌آورند آنقدر مهم و باارزش نیستند که به خاطرشان دچار بیماری روانی شویم.



نسخه چاپی  نسخه قابل چاپ ارسال صفحه به دوستان  ارسال صفحه به دوستان




طراحی و اجرا :  تحلیل گران آمارد